پديده کوچيگري در تاريخ معاصر افغانستان به مثابه ابزار سرکوبگر در دست قوه حاکمه، براي مناطق هزاره نشين همواره معضل آفرين بوده است. گرچه پس از تحولات جديد در دههي اخير، انتظار ميرفت با اتخاذ رويکرد متفاوت از سوي حاکميت، به اين معضل خاتمه داده شود؛ اما متأسفانه در طول ساليان اخير، تهاجم هرساله گروه تابه دندان مسلح به نام کوچي به مناطق هزاره نشين باپشتوانه گروههاي تروريستي وحمايت پيدا و پنهان بر خي ازحلقات سياسي قبيله سالارو سکوت معنادار مقامات دولتي و امنيتي، به يکي از معضلات و بحرانهاي اساسي در کشور بدل شده است.مردم شريف افغانستان در جريان هستند که کوچيها در ادامه دهشت افکنيهاي همه ساله خود، ساعت10 شب يکشنبه 28/3/1390 مناطقي از ولسوالي ناهورولايت غزني را مورد هجوم وحشيانه خود قرار دادند. كوچيهاي مهاجم،که با سلاحهاي سبک و سنگين و با تجهيزات و ماشينهاي پيشرفته نظامي وارد منطقه شده بودند، مردم منطقه را غافلگير کرده و در يک هجوم فراگير نظامي در دهها قريه از منطقه«خوات» اينولسوالي، با اقدام به تهديد و کشتار مردم بيدفاع منطقه، منازل مسکوني، کشتزارها، حسينيهها و مکاتب را با وحشيگري تمام، تخريب کرده وبه آتش کشيدند. به دنبال آن، اموال ودارايي مردم را به غارت بردند.همزماني آغاز حملات شبانه کوچيها به منطقه خوات ولسوالي ناهور، با تخريب آنتنهاي مخابراتي و مسدود شدن جاده غزني ـ ناهور توسط گروه طالبان حکايت از سازماندهي پيچيده اين يورش و هماهنگي کامل آنان با طالبان دارد. در اين ميان، سکوت مقامات دولتي و عدم واکنش سريع مسؤلين امنيتي به اين بحران، تأمل برانگيز است.ماعلما، طلاب،دانشجويان و مهاجرين ولسوالي ناهور مقيم جمهوري اسلامي ايران،ضمن همدردي با خانوادههاي داغدار و آسيب ديده، اين حمله وحشيانه و اقدام تجاوزکارانه رابه شدت محکوم نموده واعلام ميداريم که:
1ـ تهاجم مسلحانه کوچيها و اقدام آنان به کشتار مردم بيدفاع، تخريب منازل مسکوني، کشتزارها، و غارت اموال آنان،تخطي آشکار ازقوانين رسمي کشوراست و عاملان آن بايدشناسايي، دستگير،محاکمه ومجازات گردند
2- ماضمن ابرازهمدرديب اخانوادههاي آسيبديده،ازدولت ميخواهيم ضمن تأمين امنيت جان ومال مردم منطقه،ازبازماندگان اين جنايات دلجويي کرده وخسارات جاني ومالي وارده به آن هاراجبران کند. هرگونه سهلانگاري دراين زمينه،تفرقه وجدايي ميان اقوام افغانستان راافزونترخواهدکرد.
3. مردم و مقامات دولتي افغانستان به خوبي ميدانند که کوچيگري يک پديده سياسي است، نه يک شيوه زندگي. امروزه باتوجه به شکنندگي اوضاع امنيتي در افغانستان، کوچيها به قصد ايجاد شرارت و ناامنسازي افغانستان از سوي دشمنان اين کشور تحريک و تجهيز ميگردند تا از اين طريق مناطقي را که از امنيت برخوردار است، ناامن ساخته و به آتش جنگ و نفاق دامن زنند و جلو دستيابي کشور به ثبات سياسي و امنيت پايدار را بگيرند. امکانات و تجهيزات پيشرفته نظامي که کوچيها از آن برخوردارند خود گواه بر اين مدعا است. براي مردم افغانستان اين سوال مطرح است که تجهيزات پيشرفته نظامي از کجا تهيه و از چه طريقي در اختيار افراد مشکوکي به نام کوچي قرار ميگيرد؟!ما ضمن ابراز تعجب و تأسف از بيتفاوتي دستگاه حکومتي در قبال اين مسأله، از دولت ميخواهيم نسبت به خلع سلاح کوچيها و جلوگيري از تهديدات و خطرهايي که از سوي آنها متوجه مردم افغانستان ميگردد، اقدام عملي انجام داده و جلو جنايات و دهشت افکنيهاي آنان را بگيرد.
4. يکي از راهکارهايي که براي رفع معضلات ناشي از کوچيگري در سالهاي اخير از سوي دولت پيشنهاد شده، طرح اسکان کوچيها است. از دولت و رئيس جمهور محترم آقاي کرزي انتظار داريم که زمينههاي عملي شدن طرح اسکان کوچيها را که هرچند خالي ازتبعيض نيست، سريعتر فراهم سازند و مردم بيگناه افغانستان را از پيامدهاي شوم آن رهايي بخشند. همچنين از شوراي ملي افغانستان توقع داريم که در قبال پديده کوچيگري بيتفاوت نبوده و براي رفع اين معضل چاره انديشي کنند.
5. از نخبگان، فرهنگيان و مردم مناطق هزارهنشين که وفاداري وپايبندي خودرا درپاسداري از صلح، قانونمداري وصيانت ازارزشهاي اسلامي و انساني به اثبات رساندهاند، تقاضا داريم که در قبال معضل کوچيگري استراتژي واحدي اتخاذ کرده و با استفاده از ظرفيتهاي قوانين کشور در راستاي حل اين معضل، مجدانه بکوشند.
در اخير، ياد و خاطره قربانيان حملات وحشيانه کوچيها، شهداي چون «محرابعلي فدايي»، «گلمحمد»، «محمد گلستاني»، «ناظرحسين حيدري»، «عليخان مظفري» و «سيدصادق» معروف به «سيد دلير» را گرامي ميداريم.
علما، طلاب،دانشجويان ومهاجرين ولسوالي ناهورمقيم ايران
30/3/1390
